پرواز به هند، بخش نخست

بخش نخست: پرواز به هند

چهارشنبه ساعت ۱٫۳۰ بعدازظهر در حالی که فکرم به پرواز بود با سرعت از مدرس جنوب با موتور به سمت خونه روانه شدم (وچه روز پرکاری بود) به خونه رسیدم و خوشبختانه به توصیه دوستان شب قبل وسایل رو جمع کرده بودم. (توضیح می دهم که توی این سفر ۲۴ روزه من چی با خودم بردم) و به چالش بزرگی نرسیدم. چون ۲۴ روز دور بودم، باید حواسم به همه چی می بود. گل ها رو سپردم به همسایه ، برق ها رو قطع کردم و شیرهای آب رو بستم.و خلاصه همه کارهای لازم رو انجام دادم.

با عابد (همسفرم) هماهنگ کردم که همدیگر رو در مترو شهید بهشتی ببینیم و از اونجا رونه ی  مترو حرم بشیم. رفتم و عابد رو در ساعت ۵ تو مترو دیدم و بعد از احوالپرسی سوار مترو شدیم که در قلقله بودنش داستان های بسیاری دیدیم و شنیدیم. توی مترو بودیم که «آشو» هاست شهر بمبئی، در واتس آپ بهمون پیام داد.

حالا از کجا  آشو مارو پیدا کرد؟

قبل از اینکه سفر رو شروع کنیم یک سفر به بمبئی توی سایت کوچ سرفینگ ایجاد کردم و گفتیم که دو نفریم که فلان روز اونجا هسیتم و به چند نفری هم پیام دادیم اما این آشو از روی سفری که من ساخته بودم  از ما دعوت به عمل آورد و من پروفایلش رو چک کردم و دیدم که ۴۰ تا رفرنس مثبت داره و یدونه نچرال داره . همه رو خوندم، خوب نوشته بودند. اون نچرال نوشته بودکه این همیشه دیر میاد خونه. بهرحال ما در پاسخ به پیامش ، گفتیم که کمتر از ۱۵ ساعت دیگه اونجا خواهیم بود.

کمی صمیمی تر شد و گفت من  نودیست «nudist» هستم. گفتم قضیه چیه؟

گفت: سه سال پیش یک میهمان اسپانیایی داشتم که اون برای من راجع به این قضیه گفت و من طرفدار سرسخت این قضیه شدم. حتی مقاله نوشته بود راجع بهش و این حرف ها. ما هم که خواستیم کم نیاریم گفتیم: بابا اینکه چیزی نیست ما خودمون ده سالی هست که نودیست ایم.  کمی تعجب کرد. گفتیم آره بابا .

بهرحال مترو پیاده شدیم و اومدیم جلوی مترو تا با ماشین بریم فرودگاه. یه ماشین دربست گرفتیم ۲۵ هزارتومن و تا ورودی فرودگاه رسیدیم. (البته ارشاد عزیز راهی داد که با ۳۶۰۰ تومن هم میشد رفت فرودگاه. اینستاگرامش رو ببینید.)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *