ساعت ۱۰ شروع به حرکت از تهران کردم
پس از پیاده شدن از مترو، در مترو کرج به ازادراه رفتم و منتظر ماشین
پس از چندی ایسوزو حمل گوشت برایم نگه داشت و عملا سفر شروع شد
بعد از عوض کردن سه ماشین دیگر به ازادراه رشت رسیدم
اما متاسفانه ورود کامیون ممنوع بود و من که رودست خورده بودم
دمی چند در اون افتاب سوزان گذراندم تا درس عبرتی باشه
خلاصه در حال یادگیری درس عبرت بودم که نیسان وانت کش از راه رسیدو منو تا عوارض ازادراه برد
از انجا هم تا منجیل و سپس امامزاده هاشم رفتم و پس از چاق کردن نفس به مسیر خودم به سمت رشت ادامه دادم
در مسیر به موزه میراث روستایی گیلان رفتم که توصیه میکنم همه برن(عالی بود)
پس از اون راهی فومن و ماسوله شدم که متاسفانه ماشین گیر نیومد و مجبور شدم شب رو در فومن بخوابم
جای دوستان خالی شامی بارگذاشتیمو استراحتی چند…
صبح به سمت ماسوله روانه شدمو
پس از طی کردن مسافتی پیاده و سوارشدن به تاکسی(۳۰۰۰کرایه) به ماسوله رسیدم
دور تا دورشو یک شکم سیر گشتم تمشک و الوی جنگلی بسیار جمع کردم
بعد از اون به توصیه یکی از دوستان به سمت ییلاق للندیزه رفتم که در وسط مسیر پس از پیمودن مسافتی چند با توجه به زیادی مسافت و وقت کم مجبور شدم از کوه پایین بیامو از رودخونه بگذرمو در انطرف کوه در جاده سوار شوم
پس از پایین امدن و گذشتن از کوه و رودخانه
یهو یه صدایی مثل نعره خرس شنیدم
پشت سرمو نگاه کردمو دیدم یه خرس پشت سرم اونور رودخونست
دیگه متوجه نشدم چی شد
با انچنان سرعتی از کوه بالا رفتمو به جاده رسیدمو خودمو انداختم تو جاده
در همون لحظه یه پراید رسیدو من پریدم بالا و در رفتم
اومدم تو فومن و از شانس من سه شنبه بازارشون بود
پس از گشتن و برانداز اجناس چینی به مسیرم به سمت قلعه رودخان ادامه دادم
و ۵ تاماشین عوض کردم
در اونجا ۹۹۰ پله رو با کوله و وسایل بالا رفتم و ابهت خیره کننده قلعه رودخان بود که خستگی رو از تنم بدر کرد
رفتم روی یکی از برجک های نگهبانی، و یه مقدار حس اینکه منم از اون سربازها بودم بهم دست داد، به دور دست ها خیره شدمو انگار که سرپستم هستم و امنیت اون قلعه به نگاه کردن منه
بعد کلی حس گرفتن
از قلعه اومدم پایین و روونه رشت شدم
بعد از چرخ کوچکی در رشت به سمت انزلی رفتم و شب رو در ده قدمی دریا در ساحل جفرود آرمیدم
صبح قبل از طلوع افتاب به اب زدم
همه لذت در اونجایی بود که تو اون سکوت و ارامی دریا، نظاره گر طلوع خورشید از تو اب بودم

پس از اون روونه کیاشهر و پل چوبی شدم
و با توجه به کاری که برام پیش اومد سفر رو کوتاه کردم و مجبور شدم سفر به استان زیبای گیلان رو کوتاه کنم و از جاده چالوس بسمت تهران برگردم

ویدئوهای سفر در آپارات

ساحل جفرود

پل چوبی کیاشهر 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *